☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۶۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای قاعده مستان در همدگر افتادن — استیزه گری کردن در شور و شر افتادن

عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است — گویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن

زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است — ایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن

درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر — او ننگ چرا دارد از در به در افتادن

مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره — آگه نبد از مستی او از کمر افتادن

گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه — کافتاد چنین وقتی وقت است درافتادن

با بلبل بستانی همدست شدن دستی — با طوطی روحانی اندر شکر افتادن

من بی‌دل و دل داده در راه تو افتاده — والله که نمی‌دانم جای دگر افتادن

گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم — مستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن

این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتاده‌ست — شیشه شکنی کردن در شیشه گر افتادن

← Önceki 1861 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı