☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جانا قبول گردان این جست و جوی ما را — بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را

بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله — تا گل سجود آرد سیمای روی ما را

مخمور و مست گردان امروز چشم ما را — رشک بهشت گردان امروز کوی ما را

ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را — از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را

شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم — فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را

ای آب زندگانی ما را ربود سیلت — اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را

گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو — همخوی خویش کرده‌ست آن باده خوی ما را

گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم — زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما را

مهمان دیگر آمد دیگی دگر به کف کن — کاین دیگ بس نیاید یک کاسه‌شوی ما را

نک جوق جوق مستان در می‌رسند بستان — مخمور چون نیاید؟ چون یافت بوی ما را

ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید — گر بشنود عطارد این طرقوی ما را

سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان — زخمه به چنگ آور می‌زن سه توی ما را

بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا — گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ما را

← Önceki 193 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı