← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۵۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن — آستین را می فشاند در اشارت سوی من
همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او — وز شراب عشق او این جان من بیخویشتن
زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام — در صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن
مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش — تا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن
از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد — من فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن
در سخن آمد همای و گفت بیروزی کسی — کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن
گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست — من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن
آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید — از من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن
میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست — از خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن