☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۵۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن — آستین را می فشاند در اشارت سوی من

همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او — وز شراب عشق او این جان من بی‌خویشتن

زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام — در صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن

مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش — تا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن

از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد — من فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن

در سخن آمد همای و گفت بی‌روزی کسی — کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن

گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست — من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن

آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید — از من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن

میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست — از خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن

← Önceki 1957 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı