☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین — جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین

عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشو — تا فلان گوید چنان و آن فلان گوید چنین

من غلام آن گل بینا که فارغ باشد او — کان فلانم خار خواند وان فلانم یاسمین

دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو — کان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین

ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم — کز خمارش سجده آرد شهپر روح الامین

چشم نرگس را مبند و چشم کرکس را مگیر — چشم اول را مبند و چشم احول را مبین

عاشقان صورتی در صورتی افتاده‌اند — چون مگس کز شهد افتد در طغار دوغگین

شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدی — با چنان پرها چه غم باشد تو را از آب و طین

گر همی‌خواهی که جبریلت شود بنده برو — سجده‌ای کن پیش آدم زود ای دیو لعین

بادیه خون خوار اگر واقف شدی از کعبه‌ام — هر طرف گلشن نمودی هر طرف ماء معین

ای به نظاره بد و نیک کسان درمانده — چون بدین راضی شدی یارب تو را بادا معین

چون امانت‌های حق را آسمان طاقت نداشت — شمس تبریزی چگونه گستریدش در زمین

← Önceki 1973 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı