☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۷۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن — تا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن

چونک هست او کل کل صافی صافی کمال — وصف او چون نوبهار و وصف اجزا یاسمن

هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمر — او چو سرمجموع باغ و جان جان صد چمن

چون ستودی باغ را پس جمله را بستوده‌ای — چون ستودی حق را داخل شود نقش وثن

ور وثن را مدح گویی نیست داخل حسن حق — گرچه هم می بازگردد آن به خالق فاعلمن

لیک باقی وصف‌ها بستوده باشی جزو در — شمس حق و دین چو دریا کی شود داخل بدن

حق همی‌گوید منم هش دار ای کوته نظر — شمس حق و دین بهانه‌ست اندر این برداشتن

هر چه تو با فخر تبریز آوری بی‌خردگی — آن به عین ذات من تو کرده‌ای ای ممتحن

← Önceki 1978 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı