☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۹۸۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان — که شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان

به شکرخانه او رفته به سر لب شکران — مانده اندر عجبش خیره همه بوالعجبان

خبر افتاد که گرگی طمع یوسف کرد — همه گرگان شده از خجلت این گرگ شبان

چه خوشی‌های نهان است در آن درد و غمش — که رمیدند ز دارو همه درمان طلبان

بس بود هستی او مایه هر نیست شده — بس بود مستی او عذر همه بی‌ادبان

عارف از ورزش اسباب بدان کاهل شد — که همان بی‌سببی شد سبب بی‌سببان

خیز کامروز ز اقبال و سعادت باری — طرب اندر طرب است از مدد بوطربان

من بر آن بودم کز جان و دل تفسیده — بازگویی صفت عشق به روزان و شبان

شمس تبریزی مرا دوش همی‌گفت خموش — چون تو را عشق لب ماست نگهدار زبان

← Önceki 1989 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı