☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را — می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان — کز دود آورد آسمان چندان لطیفی و ضیا

خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر — با نقش گرمابه مکن این جمله چالیش و غزا

گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن — ور دامن او را کشی هم بر تو تنگ آید قبا

پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان — بس برتپیدند و نشد درمان نبود الا رضا

بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن — سر درکشید و گرد شد مانند گویی آن دغا

آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم — سوراخ سوراخ آمد او از خود زدن بر خارها

بی صبر بود و بی‌حیل خود را بکشت او از عجل — گر صبر کردی یک زمان رستی از او آن بدلقا

بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا — ساکن نشین وین ورد خوان «جاء القضا ضاق الفضا»

فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین — ای همنشین صابران «افرغ علینا صبرنا»

رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر — مر صابران را می‌رسان هر دم سلامی نو ز ما

← Önceki 20 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı