☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر روز بامداد سلام علیکما — آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا

دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویش — تا دست شاه بخشد پایان زر و عطا

جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهی — بر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما

تا زان نصیب بخشد دست مسیح عشق — مر مرده را سعادت و بیمار را دوا

برگ تمام یابد از او باغ عشرتی — هم بانوا شود ز طرب چنگل دوتا

در رقص گشته تن ز نواهای تن به تن — جان خود خراب و مست در آن محو و آن فنا

زندان شده بهشت ز نای و ز نوش عشق — قاضی عقل مست در آن مسند قضا

سوی مدرس خرد آیند در سؤال — کاین فتنه عظیم در اسلام شد چرا

مفتی عقل کل به فتوی دهد جواب — کاین دم قیامت‌ست روا کو و ناروا

در عیدگاه وصل برآمد خطیب عشق — با ذوالفقار و گفت مر آن شاه را ثنا

از بحر لامکان همه جان‌های گوهری — کرده نثار گوهر و مرجان جان‌ها

خاصان خاص و پردگیان سرای عشق — صف صف نشسته در هوسش بر در سرا

چون از شکاف پرده بر ایشان نظر کند — بس نعره‌های عشق برآید که مرحبا

می‌خواست سینه‌اش که سنایی دهد به چرخ — سینای سینه‌اش بنگنجید در سما

هر چار عنصرند در این جوش همچو دیک — نی نار برقرار و نه خاک و نم هوا

گه خاک در لباس گیا رفت از هوس — گه آب خود هوا شد از بهر این ولا

از راه روغناس شده آب آتشی — آتش شده ز عشق هوا هم در این فضا

ارکان به خانه خانه بگشته چو بیذقی — از بهر عشق شاه نه از لهو چون شما

ای بی‌خبر برو که تو را آب روشنی‌ست — تا وارهد ز آب و گلت صفوت صفا

زیرا که طالب صفت صفوت‌ست آب — وان نیست جز وصال تو با قلزم ضیا

ز آدم اگر بگردی او بی‌خدای نیست — ابلیس وار سنگ خوری از کف خدا

آری خدای نیست ولیکن خدای را — این سنتی‌ست رفته در اسرار کبریا

چون پیش آدم از دل و جان و بدن کنی — یک سجده‌ای به امر حق از صدق بی‌ریا

هر سو که تو بگردی از قبله بعد از آن — کعبه بگردد آن سو بهر دل تو را

مجموع چون نباشم در راه پس ز من — مجموع چون شوند رفیقان باوفا

دیوارهای خانه چو مجموع شد به نظم — آن گاه اهل خانه در او جمع شد دلا

چون کیسه جمع نبود باشد دریده درز — پس سیم جمع چون شود از وی یکی بیا

مجموع چون شوم چو به تبریز شد مقیم — شمس الحقی که او شد سرجمع هر علا

← Önceki 202 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı