← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۳۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
جانا نخست ما را مرد مدام گردان — وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جان — هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
دارالسلام ما را دارالملام کردی — دارالملام ما را دارالسلام گردان
این راه بینهایت گر دور و گر دراز است — از فضل بینهایت بر ما دو گام گردان
ما را اسیر کردی اماره را امیری — ما را امیر گردان او را غلام گردان
انعام عام خود را کردی نصیب خاصان — انعام خاص خود را امروز عام گردان
هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده — خورشید فضل خود را بر جمله رام گردان
در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کن — و آن را که گوید آمین هم دوستکام گردان