☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۴۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن — تو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن

بردار طالبان را وز هفت بحر بگذر — منگر به گاو و ماهی وز صد چنین گذر کن

پیدا بکن که پاکی از کون و پست و بالا — وین خانه کهن را بی‌زیر و بی‌زبر کن

عالم فناست جمله در یک دمش بقا کن — ماری است زهر دارد تو زهر او شکر کن

هر سو که خشک بینی تو چشمه‌ای روان کن — هر جا که سنگ بینی از عکس خود گهر کن

اندر قفای عاشق هر سو که خصم بینی — او را به زخم سیلی اندر زمان به درکن

تا چند عذر گویی کورند و می‌نبینند — گر کورشان نخواهی در دیده‌شان نظر کن

خواهی که پرده‌هاشان در دیده‌ها نباشد — فرما تو پردگی را کز پرده‌ها عبر کن

فرمان تو راست مطلق با جمع در میان نه — بستم قبای عطلت هم چارهٔ کمر کن

ای آفتاب عرشی ای شمس حق تبریز — چون ماه نو نزارم رویم تو در قمر کن

← Önceki 2041 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı