← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۵۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین — در پیِ سرو روان چشمه و گلزار بین
برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش — پیشکشی کن قماش رونق تجّار بین
جملهی تجّارِ ما، اهل دل و انبیا — همره این کاروان خالق غفّار بین
آمد محمود باز بر در حجره ایاز — عشق گزین عشق باز دولتِ بسیار بین
خاک ایازم که او هست چو من عشق خو — عشق شود عشق جو، دلبرِ عیّار بین
سنّت نیکوست این، چارق با پوستین — قبله کنَش بهرِ شُکر باقی از ایثار بین
ساعت رنج و بلا چارق بین میشوی — بیمرضی خویش را خسته و بیمار بین
چارق ما نطفه دان خون رحم پوستین — گوهر عقل و بصر از شه بیدار بین
گوهر پیشین بنه تا کندت میر ده — کهنه ده و نو ستان دانه ده انبار بین
تا نگری در زمین هیچ نبینی فلک — یک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین
این سخن در نثار هم به سخن ده سپار — پس تو ز هر جزو خویش نکته و گفتار بین