☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۵۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

با رُخِ چون مشعله بر دَرِ ما کیست آن — هر طرفی موجِ خون نیمِ‌شبان چیست آن

در کفنِ خویشتن رقص‌کنان مُردگان — نَفخهٔ صور است یا عیسیِ ثانی است آن

سینهٔ خود باز کن روزن دل دَرنِگر — کآتشِ تو شعله زَد نی خبرِ دی است آن

آتشِ نو را ببین زود درآ چون خلیل — گرچه به شکلْ آتش است، باده صافی است آن

یونسِ قُدسیِ توی در تَنِ چون ماهیی — بازشکاف و ببین کاین تَنِ ماهی است آن

دَلقِ تَنِ خویش را بر گروِ می‌ بنه — پاک شَوی پاکباز نوبتِ پاکی است آن

باده کشیدی ولیک در قدحت باقی است — حمله دیگر که اصل جرعه باقی است آن

دِشنهٔ تیز ار خلیل بنهد بر گردنت — رو بَمگردان که آن شیوهٔ شاهی است آن

حکم به هم درشکست، هست قضا در خطر — فتنهِ حکم است این، آفتِ قاضی است آن

نَفْسِ تو امروز اگر وعده فردا دهد — بر دهنش زن از آنک مردک لافی است آن

باده فروشَد ولیک باده دهد جمله باد — خم نماید ولیک حقِ نمک نیست آن

ما ز زمستانِ نفْس برفِ تَن آورده‌ایم — بَهرِ تقاضای لطف، نکته کاجیست آن

مُفْخَرِ تبریزیان! شمسِ حق! ای پیش تو — طاق و طُرُنب دو کُوْنِ طفلی و بازی است آن

← Önceki 2059 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı