← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۶۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضران — ای رخِ تو همچو شمع، خیز درآ در میان
نور ده آن شمع را روح ده این جمع را — از دو رخِ همچو شمع وز قدحِ همچو جان
سوی قدح دست کن، ما همه را مست کن — زآنکِ کسی خوش نشد تا نشد از خود نهان
چون شدی از خود نهان زود گریز از جهان — روی تو واپس مکن جانبِ خود هان و هان!
این سخن همچو تیر، راست کِشَش سویِ گوش — تا نکشی سوی گوش کِی بِجَهَد از کمان ؟
بس کن از اندیشه بس! کاو گویدت هر نفس — کای عجب آن را چه شد؟ اه چه کنم؟ کو فلان؟