☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۸۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

من کجا بودم عجب بی‌تو این چندین زمان — در پی تو همچو تیر در کف تو چون کمان

تو مرا دستور ده تا بگویم حال ده — گرچه ازرق پوش شد شیخ ما چون آسمان

برگشا این پرده را تازه کن پژمرده را — تا رود خاکی به خاک تا روان گردد روان

من کجا بودم عجب غایب از سلطان خویش — ساعتی ترسان چو دزد ساعتی چون پاسبان

گه اسیر چار و پنج گه میان گنج و رنج — سود من بی‌روی تو بد زیان اندر زیان

ور تو ای استاسرا متهم داری مرا — روی زرد و چشم تر می‌دهد از دل نشان

رحم را سیلاب برد یا نکوکاری بمرد — ای زده تیر جفا ای کمان کرده نهان

ای همه کردی ولی برنگشت از تو دلی — ای جفا و جور تو به ز لطف دیگران

باری این دم رسته‌ام با تو درپیوسته‌ام — ای سبک روح جهان درده آن رطل گران

واخرم یک بارگی از غم و بیچارگی — سیرم از غمخوارگی منت غمخوارگان

مست جام حق شوم فانی مطلق شوم — پر برآرم در عدم برپرم در لامکان

جان بر جانان رود گوش و هوشم نشنود — بینی هر قلتبوز و چربک هر قلتبان

همچو ذره مر مرا رقص باره کرده‌ای — پای کوبان پای کوب جان دهم ای جان جان

ای عجب گویم دگر باقیات این خبر — نی خمش کردم تو گوی مطرب شیرین زبان

اقتلونی یا ثقات ان فی قتلی حیات — و الحیات فی الممات فی صبابات الحسان

قد هدانا ربنا من سقام طبنا — قد قضی ما فاتنا نعم هذا المستعان

آقچالار دور گؤزلری، خوش نسا اول قاشلاری — اؤلدیره‌ریز سواری، کیمدیر اول آلپَرسلان

نورکم فی ناظری حسنکم فی خاطری — ان ربی ناصری رب زد هذا القرآن

دب طیف فی الحشا نعم ماش قد مشا — قد سقانا ما یشا فی کأس کالجفان

ارفضوا هذا الفراق و اکرموا بالاعتناق — و ارغبوا فی الاتفاق و افتحوا باب الجنان

وقت عشرت هر کسی گوشه خلوت رود — عشرت و شرب مرا می‌نباید شد نهان

از کف این نیکبخت می‌خورم همچون درخت — ور نه من سرسبز چون می‌روم مست و جوان

چون سنان است این غزل در دل و جان دغل — بیشتر شد عیب نیست این درازی در سنان

فاعلاتن فاعلات فاعلاتن فاعلات — شمس تبریزی توی هم شه و هم ترجمان

← Önceki 2087 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı