← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۰۹۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چند نظاره جهان کردن — آب را زیر که نهان کردن
رنج گوید که گنج آوردم — رنج را باید امتحان کردن
آنک از شیر خون روان کردهست — شیر داند ز خون روان کردن
آسمان را چو کرد همچون خاک — خاک را داند آسمان کردن
بعد از این شیوه دگر گیرم — چند بیگار دیگران کردن
تیز برداشتی تو ای مطرب — این به آهستگی توان کردن
این گران زخمهای است نتوانیم — رقص بر پرده گران کردن
یک دو ابریشمک فروتر گیر — تا توانیم فهم آن کردن
اندک اندک ز کوه سنگ کشند — نتوان کوه را کشان کردن
تا نبینند جان جانها را — کی توان سهل ترک جان کردن
بنما ای ستاره کاندر ریگ — نتوان راه بینشان کردن