← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۱۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بانگ برآمد ز خرابات من — یار درآمد به مراعات من
تا که بدیدم مه بیحد او — رفت ز حد ذوق مناجات من
موسی جانم به که طور رفت — آمد هنگام ملاقات من
طور ندا کرد که آن خسته کیست — کآمد سرمست به میقات من
این نفس روشن چون برق چیست — پر شده تا سقف سماوات من
این دل آن عاشق مستان ماست — رسته ز هجران و ز آفات من
آمده با سوز و هزاران نیاز — بر طمع لطف و مکافات من
پیشتر آ پیشتر آ و ببین — خلعت و تشریف و مکافات من
نفی شدی در طلب وصل من — عمر ابد گیر ز اثبات من
از خم توحید بخور جام می — مست شو این است کرامات من
پهلوی شه آمدهای مات شو — مات منی مات منی مات من
بس کن ای دل چو شدی مات شه — چند ز هیهای و ز هیهات من