☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۱۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین — بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین

میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش — رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین

زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون — لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین

ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین — هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین

شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا — کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین

فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا — و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین

همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی — که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین

سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار — وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین

چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت — که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین

سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری — و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

← Önceki 2119 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı