☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۲۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دگرباره چو مه کردیم خرمن — خرامیدیم بر کوری دشمن

دگربار آفتاب اندر حمل شد — بخندانید عالم را چو گلشن

ز طنازی شکوفه لب گشاده‌ست — به غمازی زبان گشته‌ست سوسن

چه اطلس‌ها که پوشیدند در باغ — از آن خیاط بی‌مقراض و سوزن

طبق بر سر نهاده هر درختی — پر از حلوای بی‌دوشاب و روغن

دهل کردیم اشکم را دگربار — چو طبال ربیعی شد دهلزن

ز ره گشته ز باد آن روی آبی — که بود اندر زمستان همچو آهن

بهار نو مگر داوود وقت است — کز آن آهن ببافیده‌ست جوشن

ندا زد در عدم حق کای ریاحین — برون رفتند آن سردان ز مسکن

به سربالای هستی روی آرید — چو مرغان خلیلی از نشیمن

رسید آن لک لک عارف ز غربت — مسبح گرد او مرغان الکن

هزیمتیان که پنهان گشته بودند — برون کردند سر یک یک ز روزن

برون کردند سرها سبزپوشان — پر از طوق و جواهر گوش و گردن

سماع است و هزاران حور در باغ — همی‌کوبند پا بر گور بهمن

هلا ای بید گوش و سر بجنبان — اگر داری چو نرگس چشم روشن

همی‌گویم سخن را ترک من کن — ستیزه رو است می‌آید پی من

نخواهم من برای روی سختش — حدیث عاشقان را فاش کردن

ینادی الورد یا اصحاب مدین — الا فافرح بنا من کان یحزن

فان الارض اخضرت بنور — و قال الله للعاری تزین

و عاد الهاربون الی حیاه — و دیوان النشور غدا مدون

بامر الله ماتوا ثم جاؤا — و ابلاهم زمانا ثم احسن

و شمس الله طالعه به فضل — و برهان صنایعه مبرهن

و صبغنا النبات بغیر صبغ — نقدر حجمها من غیر ملبن

جنان فی جنان فی جنان — الا یا حایرا فیها توطن

و هیجنا النفوس الی المعالی — فذا نال الوصال و ذا تفرعن

الا فاسکت و کلمهم به صمت — فان الصمت للاسرار ابین

← Önceki 2121 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı