☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او — می‌ستیزم هر شبی با چشم خون آشام او

دام‌های عشق او گر پر و بالم بسکلد — طوطی جان نسکلد از شکر و بادام او

چند پرسی مر مرا از وحشت و شب‌های هجر — شب کجا ماند بگو در دولت ایام او

خون ما را رنگ خون و فعل می‌آمد از آنک — خون‌ها می می‌شود چون می‌رود در جام او

وعده‌های خام او در مغز جان جوشان شده — عاشقان پخته بین از وعده‌های خام او

خسروان بر تخت دولت بین که حسرت می‌خورند — در لقای عاشقان کشته بدنام او

آن سگان کوی او شاهان شیران گشته‌اند — کان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او

الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف می — تو ببین در چشم مستان لطف‌های عام او

دست بر رگ‌های مستان نه دلا تا پی بری — از دهان آلودگان زان باده خودکام او

شمس تبریزی که گامش بر سر ارواح بود — پا منه تو سر بنه بر جایگاه گام او

← Önceki 2197 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı