☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها — تا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها

بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش — در هر قدم می‌بگذرد زان سوی جان فرسنگ‌ها

بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی — تا بر سر سنگین‌دلان از عرش بارد سنگ‌ها

با این چنین تابانی‌ات دانی چرا منکر شدند ؟ — کاین دولت و اقبال را باشد از ایشان ننگ‌ها

گر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنان — آن سو هزاران جان ز مه چون اختران آونگ‌ها

چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند — تا از خوشی راه تو رهوار گردد لنگ‌ها

اما چو اندر راه تو ناگاه بی‌خود می‌شود — هر عقل زیرا رسته شد در سبزه زارت بنگ‌ها

زین رو همی‌بینم کسان نالان چو نی وز دل تهی — زین رو دو صد سرو روان خم شد ز غم چون چنگ‌ها

زین رو هزاران کاروان بشکسته شد از ره روان — زین ره بسی کشتی پر بشکسته شد بر گنگ‌ها

اشکستگان را جان‌ها بسته‌ست بر اومید تو — تا دانش بی‌حد تو پیدا کند فرهنگ‌ها

تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو — تا صلح گیرد هر طرف تا محو گردد جنگ‌ها

تا جَستنی نوعی دگر ره رفتنی طرزی دگر — پیدا شود در هر جگر در سلسله آهنگ‌ها

وز دعوت جذب خوشی آن شمس تبریزی شود — هر ذره انگیزنده‌ای هر موی چون سرهنگ‌ها

← Önceki 22 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı