☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۳۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

می‌دوید از هر طرف در جست و جو — چشم پرخون تیغ در کف عشق او

دوش خفته خلق اندر خواب خوش — او به قصد جان عاشق سو به سو

گاه چون مه تافته بر بام‌ها — گاه چون باد صبا او کو به کو

ناگهان افکند طشت ما ز بام — پاسبانان درشده در گفت و گو

در میان کوی بانگ دزد خاست — او بزد زخمی و پنهان کرد رو

گرد او را پاسبانی درنیافت — کش زبون گشته‌ست چرخ تندخو

بر سر زخم آمد افلاطون عقل — کو نشان‌ها را بداند مو به مو

گفت دانستم که زخم دست کیست — کو است اصل فتنه‌های تو به تو

چونک زخم او است نبود چاره‌ای — آنچ او بشکافت نپذیرد رفو

از پی این زخم جان نو رسید — جان کهنه دست‌ها از خود بشو

عشق شمس الدین تبریزی است این — کو برون است از جهان رنگ و بو

← Önceki 2232 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı