☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۶۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

الیوم من الوصل نسیم و سعود — الیوم اری الحب علی العهد فعودوا

رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او — بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او

یا قلب ابشرک به وصل و رحیق — ما فاتک من دهرک الیوم یعود

شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم — ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او

یا حب حنا نیک تجلیت بوصل — الروح فدا روحک بالروح تجود

ما را که برای دل حساد جفا گفت — امروز چو خلوت شد ما را بستود او

هذا قمر قد غلب الشمس بنور — من طالعه الیوم علی الشمس یسود

امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت — بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او

ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر — للعیش من الیوم نهوض و صعود

پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور — این مه که به خورشید دهد نور چه بود او

یا قلب تمتع و طب ان شکورا — الحب شفیق لک و الله ودود

این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند — چون یک گره از طره پربند گشود او

الحب الی المجلس والله سقانا — و السکر من القهوه کالدهر ولود

آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد — بیرون ز در است این دم و از بام فرود او

الیوم من العیش لقاء و شفا — الیوم من السکر رکوع و سجود

آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده — دیر است که محروم شد از ذوق وجود او

یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا — لما کتب الله علی العشق خلود

امروز صلا می‌زند این خفته دلان را — آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او

العشق من الکون حیات و لباب — و العیش سوی العشق قشور و جلود

هر دوست که از عشق به دنیات کشاند — خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او

لا تنطق فی العشق و یکفیک انین — فالمخلص للعاشق صبر و جحود

بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید — دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او

← Önceki 2266 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı