← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۶۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بگردان ساقی مه روی جام — رهایی ده مرا از ننگ و نام
گرفتارم به دامت ساقیا ز آنک — نهادستی به هر گامی تو دام
رها کن کاهلی دریاب ما را — و لا تکسل فان القوم قاموا
الیس الصحو منزل کل هم — الیس العیش فی هم حرام
الا صوموا فان الصوم غنم — شراب الروح یشربه الصیام
هر آن کو روزه دارد در حدیث است — مه حق را ببیند وقت شام
نکو نبود که من از در درآیم — تو بگریزی ز من از راه بام
تو بگریزی و من فریاد در پی — که یک دم صبر کن ای تیزگام
مسلمانان مسلمانان چه چارهست — که من سوزیدم و این کار خام
نباشد چاره جز صافی شرابی — باقداح یقلبها الکرام
حدیث عاشقان پایان ندارد — فنستکفی بهذا و السلام
جواب گفته متنبی است این — فؤاد ما تسلیه المدام