☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا — که صبر نیست مرا بی‌تو ای عزیز بیا

چه جای صبر که گر کوه قاف بود این صبر — ز آفتاب جدایی چو برف گشت فنا

ز دور آدم تا دور اعور دجال — چو جان بنده نبوده‌ست جان سپرده تو را

تو خواه باور کن یا بگو که نیست چنین — وفای عشق تو دارم به جان پاک وفا

ملامتم مکنید ار دراز می‌گویم — بود که کشف شود حال بنده پیش شما

که آتشی‌ست که دیگ مرا همی‌جوشد — کز او شکاف کند گر رسد به سقف سما

اگر چه سقف سما ز آفتاب و آتش او — خلل نکرد و نگشت از تفش سیه سیما

روان شده‌ست یکی جوی خون ز هستی من — خبر ندارم من کز کجاست تا به کجا

به جو چه گویم کای جو مرو چه جنگ کنم — برو بگو تو به دریا مجوش ای دریا

به حق آن لب شیرین که می‌دمی در من — که اختیار ندارد به ناله این سرنا

خموش باش و مزن آتش اندر این بیشه — نمی‌شکیبی می‌نال پیش او تنها

← Önceki 227 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı