← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۸۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای تو برای آبرو آب حیات ریخته — زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته
مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین — از پی آب پارگین آب فرات ریخته
همچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مرو — بر فقرا تو درنگر زر صدقات ریخته
روح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگو — زان شه بیجهت نگر جمله جهات ریخته
آه دریغ مغز تو در ره پوست باخته — آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته
از غم مات شاه دل خانه به خانه میدود — رنگ رخ و پیادهها بهر نجات ریخته
جسته برات جان از او باز چو دیده روی او — کیسه دریده پیش او جمله برات ریخته
از صفتش صفات ما خارشناس گل شده — باز صفات ما چو گل در ره ذات ریخته
بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد — بال و پری است عاریت روز وفات ریخته