☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا — چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را

شراب آن گل است و خمار حصه خار — شناسد او همه را و سزا دهد به سزا

شکر ز بهر دل تو ترش نخواهد شد — که هست جا و مقام شکر دل حلوا

تو را چو نوحه گری داد نوحه‌ای می‌کن — مرا چو مطرب خود کرد دردمم سرنا

شکر شکر چو بخندد به روی من دلدار — به روی او نگرم وارهم ز رو و ریا

اگر بدست ترش شکری تو از من نیز — طمع کن ای ترش ار نه محال را مفزا

وگر گریست به عالم گلی که تا من نیز — بگریم و بکنم نوحه‌ای چو آن گل‌ها

حقم نداد غمی جز که قافیه طلبی — ز بهر شعر و از آن هم خلاص داد مرا

بگیر و پاره کن این شعر را چو شعر کهن — که فارغست معانی ز حرف و باد و هوا

← Önceki 229 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı