← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به — چون راهروی باری راهی که برد تا ده
بشنو سخن یاران بگریز ز طراران — از جمع مکش خود را استیزه مکن مسته
آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد — چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
تا شمع نمیگرید آن شعله نمیخندد — تا جسم نمیکاهد جان مینشود فربه
خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن — گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه