☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر روز پری زادی از سوی سراپرده — ما را و حریفان را در چرخ درآورده

صوفی ز هوای او پشمینه شکافیده — عالم ز بلای او دستار کشان کرده

سالوس نتان کردن مستور نتان بودن — از دست چنین رندی سغراق رضا خورده

دی رفت سوی گوری در مرده زد او شوری — معذورم آخر من کمتر نیم از مرده

هر روز برون آید ساغر به کف و گوید — والله که بنگذارم در شهر یک افسرده

ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم — تا شهد و شکر گردی ای سرکه پرورده

خستم جگرت را من بستان جگری دیگر — همچون جگر شیران ای گربه پژمرده

همرنگ دل من شو زیرا که نمی‌شاید — من سرخ و سپید ای جان تو زرد و سیه چرده

خامش کن و خامش کن دررو به حریم دل — کاندر حرمین دل نبود دل آزرده

شمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهت — بر گرد جهان گردان در طمع یکی گرده

← Önceki 2305 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı