☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۳۰۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده — در قعر چنین چاهی ناخورده و نابرده

دنیا نبود عیدم من زشتی او دیدم — گلگونه نهد بر رو آن روسپی زرده

گلگونه چه آراید آن خاربن بد را — آن خار فرورفته در هر جگر و گرده

با تارک گل آمد موبند فروهشته — ابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده

منگر تو به خلخالش ساق سیهش را بین — خوش آید شب بازی لیک از سپس پرده

رو دست بشو از وی ای صوفی روشسته — دل را بستر از وی ای مرد سراسترده

بدبخت و گران جانی کو بخت از او جوید — دربند بزرگی شد می‌سوزد چون خرده

فریاد رس ای جانان ما را ز گران جانان — ای از عدمی ما را در چرخ درآورده

خاموش سخن می‌ران زان خوش دم بی‌پایان — تا چند سخن سازی تو زین دم بشمرده

← Önceki 2304 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı