☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۳۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای — که هر کجا مرده بود زنده کنم بی‌حیله‌ای

خوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدم — کو نرگدایی تا برد از خوان لطفم زله‌ای

گاهی تو را در بر کنم گاهی ز زهرت پر کنم — آگاه شو آخر ز من ای در کفم چون کیله‌ای

گر حبه‌ای آید به من صد کان پرزرش کنم — دریای شیرینش کنم هر چند باشد قله‌ای

از تو عدم وز من کرم وز تو رضا وز من قسم — صد اطلس و اکسون نهم در پیش کرم پیله‌ای

هر لحظهٔ نومید را خرمن دهم بی‌کشتنی — هر لحظهٔ درویش را قربت دهم بی‌چله‌ای

چشمهٔ شکر جوشان کنم اندر دل تنگ نیی — اندیشه‌های خوش نهم اندر دماغ و کله‌ای

می‌ران فرس در دین فقط ور اسب تو گردد سقط — بر جای اسب لاغری هر سو بیابی گله‌ای

خاموش باش و لا مگو جز آن که حق بخشد مجو — جوشان ز حلوای رضا بر جمره چون پاتیله‌ای

تبریز شد خلد برین از عکس روی شمس دین — هر نقش در وی حور عین هر جامه از وی حله‌ای

← Önceki 2432 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı