☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۸۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی — نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی

جان منی و یار من دولت پایدار من — باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی

یا جهت ستیز من یا جهت گریز من — وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی

عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند — شیر سجود می‌کند چون به سگ استخوان دهی

برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من — پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی

عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو — چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری — خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی

جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی — لقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی

گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را — با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی

گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی — یک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی

مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین — زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی

← Önceki 2484 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı