← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۹۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی — غم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی
می چو در او عمل کند رقص کند بغل زند — ز آنک نهاد در بغل خاص عقیق معدنی
مرد قمارخانهام عالم بیکرانهام — چشم بیار در رخم بنگر پیش روشنی
ننگرد او به رنگ تو غم نخورد ز جنگ تو — خواجه مگر ندیدهای ملک و مقام ایمنی
هیچ عسل ترش شود سرکه اگر ترش رود — از پی آب کی هلد روغن طبع روغنی
من که در آن نظارهام مست و سماع بارهام — لیک سماع هر کسی پاک نباشد از منی
هست سماع ما نظر هست سماع او بطر — لیک نداند ای پسر ترک زبان ارمنی
در تک گور مؤمنان رقص کنان و کف زنان — مست به بزم لامکان خورده شراب مؤمنی
پیش تو است این دم او مینبری ز یار بو — مینگری تو سو به سو پله چشم میزنی