☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۴۹۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی — لعل و عقیق می‌کند در دل کان گداییی

گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود — گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی

نور ز شرق می‌زند کوه شکاف می‌کند — در دل سنگ می‌نهد شعشعه عطاییی

در پی هر منوری هست یقین منوری — در پی هر زمینیی مرتقب سماییی

صورت بت نمی‌شود بی‌دل و دست آزری — آزر بتگری کجا باشد بی‌خداییی

گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر — فرق میان کان و کان هست به زرنماییی

← Önceki 2498 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı