☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۵۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی — چراغ افروز عشاقی تو یا خورشیدآیینی

چو نامت بشنود دل‌ها نگنجد در منازل‌ها — شود حل جمله مشکل‌ها به نور لم یزل بینی

بگفتم آفتابا تو مرا همراه کن با تو — که جمله دردها را تو شفا گشتی و تسکینی

بگفتا جان ربایم من قدم بر عرش سایم من — به آب و گل کم آیم من مگر در وقت و هر حینی

چو تو از خویش آگاهی ندانی کرد همراهی — که آن معراج اللهی نیابد جز که مسکینی

تو مسکینی در این ظاهر درونت نفس بس قاهر — یکی سالوسک کافر که رهزن گشت و ره شینی

مکن پوشیده از پیری چنین مو در چنین شیری — یکی پیری که علم غیب زیر او است بالینی

طبیب عاشقان است او جهان را همچو جان است او — گداز آهنان است او به آهن داده تلبینی

کند در حال گل را زر دهد در حال تن را سر — از او انوار دین یابد روان و جان بی‌دینی

در آن دهلیز و ایوانش بیا بنگر تو برهانش — شده هر مرده از جانش یکی ویسی و رامینی

ز شمس الدین تبریزی دلا این حرف می‌بیزی — به امیدی که بازآید از آن خوش شاه شاهینی

← Önceki 2552 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı