☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۵۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی — که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی

طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان — ز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی

دورویی با چنان رویی پلیدی در چنان جویی — چه گنجد پیش صدیقان نفاقی کارفرمایی

که بیخ  و ریشه جان را همه رگ‌های شیران را — بداند یک به یک آن را به دیده ی نورافزایی

بداند عاقبت‌ها را فرستد راتبت‌ها را — ببخشد عافیت‌ها را به هر صدیق و یکتایی

براندازد نقابی را نماید آفتابی را — دهد نوری خدایی را کند او تازه انشایی

اگر این شه دورو باشد نه آنش خلق و خو باشد — برای جست و جو باشد ز فکر نفس کژپایی

دورویی او است بی‌کینه ازیرا او است آیینه — ز عکس تو در آن سینه نماید کین و بد رایی

مزن پهلو به آن نوری که مانی تا ابد کوری — تو با شیران مکن زوری که روباهی به سودایی

که با شیران مری کردن سگان را بشکند گردن — نه مکری ماند و نی فن ، نه دورویی نه صدتایی

← Önceki 2553 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı