☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۵۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی — کسی را کو به جان و دل تو را جوید نمی‌جویی

دل افکاری که روی خود به خون دیده می‌شوید — چرا از وی نمی‌داری دو دست خود نمی‌شویی

مثال تیر مژگانت شدم من راست یک سانت — چرا ای چشم بخت من تو با من کژ چو ابرویی

چه با لذت جفاکاری که می‌بکشی بدین زاری — پس آنگه عاشق کشته تو را گوید چه خوش خویی

ز شیران جمله آهویان گریزان دیدم و پویان — دلا جویای آن شیری خدا داند چه آهویی

دلا گرچه نزاری تو مقیم کوی یاری تو — مرا بس شد ز جان و تن تو را مژده کز آن کویی

به پیش شاه خوش می‌دو گهی بالا و گه در گو — از او ضربت ز تو خدمت که او چوگان و تو گویی

دلا جستیم سرتاسر ندیدم در تو جز دلبر — مخوان ای دل مرا کافر اگر گویم که تو اویی

غلام بیخودی ز آنم که اندر بیخودی آنم — چو بازآیم به سوی خود من این سویم تو آن سویی

خمش کن کز ملامت او بدان ماند که می‌گوید — زبان تو نمی‌دانم که من ترکم تو هندویی

← Önceki 2554 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı