☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۸۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی — گه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی

گه دور بگردانی گاهی شکر افشانی — گه غوطه خوری عریان در چشمه ایوبی

خلقان همه مرد و زن لب بسته و در شیون — وز دولت و داد او ما غرقه این خوبی

بر عشق چو می‌چسبد عاشق ز چه رو خسپد — چون دوست نمی‌خسپد با آن همه مطلوبی

آن دوست که می‌باید چون سوی تو می‌آید — از بهر چنان مهمان چون خانه نمی‌روبی

چون رزم نمی‌سازی چون چست نمی‌تازی — چون سر تو نیندازی از غصه محجوبی

ای نعل تو در آتش آن سوی ز پنج و شش — از جذبه آن است این کاندر غم و آشوبی

کی باشد و کی باشد کو گل ز تو بتراشد — بی‌عیب خرد جان را از جمله معیوبی

اجزای درختان را چون میوه کند دارا — بنگر که چه مبدل شد آن چوب از آن چوبی

زین به بتوان گفتن اما بمگو تن زن — منگر ز حساب ای جان در عالم محسوبی

← Önceki 2582 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı