☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۸۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی — بیهوده چه می‌گردی بر آب چو دولابی

صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهر — یک جو نبری زین دو بی‌کوشش و اسبابی

گر مرد تماشایی چون دیده بنگشایی — بگشادن چشم ارزد تابانی مهتابی

محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدی — اندر نظر حربی بشکافد محرابی

ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانی — ما طامع و پیش و پس دریا کف وهابی

ره چیست میان ما جز نقص عیان ما — کو پرده میان ما جز چشم گران خوابی

شش نور همی‌بارد زان ابر که حق آرد — جسمت مثل بامی هر حس تو میزانی

شش چشمه پیوسته می‌گردد شب بسته — زان سوش روان کرده آن فاتح ابوابی

خورشید و قمر گاهی شب افتد در چاهی — بیرون کشدش زان چه بی‌آلت و قلابی

صد صنعت سلطانی دارد ز تو پنهانی — زیرا که ضعیفی تو بی‌طاقت و بی‌تابی

این مفرش و آن کیوان افلاک ورای آن — بر کف خدا لرزان ماننده سیمابی

دریا چو چنان باشد کف درخور آن باشد — اندر صفتش خاطر هست احول و کذابی

بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان — چون دیو که بگریزد از عمر خطابی

بکری برمد از شو معشوق جهانش او — از جان عزیز خود بیگانه و صخابی

ره داده به دام خود صد زاغ پی بازی — چون باز به دام آمد برداشته مضرابی

خاموش که آن اسعد این را به از این گوید — بی‌صفقه صفاقی بی‌شرفه دبابی

← Önceki 2581 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı