← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۵۸۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی — ای دوست حریفان بین یک جان شده از مستی
از جان و جهان رسته چون پسته دهان بسته — دمها زده آهسته زان راز که گفتستی
ماییم در این خلوت غرقه شده در رحمت — دستی صنما دستی میزن که از این دستی
عاشق شده بر پستی بر فقر و فرودستی — ای جمله بلندیها خاک در این پستی
جز خویش نمیدیدی در خویش بپیچیدی — شیخا چه ترنجیدی بیخویش شو و رستی
بربند در خانه منمای به بیگانه — آن چهره که بگشادی و آن زلف که بربستی
امروز مکن جانا آن شیوه که دی کردی — ما را غلطی دادی از خانه برون جستی
صورت چه که بربودی در سر بر ما بودی — برخاستی از دیده در دلکده بنشستی
شد صافی بیدردی عقلی که توش بردی — شد داروی هر خسته آن را که توش خستی
ای دل بر آن ماهی زین گفت چه میخواهی — در قعر رو ای ماهی گر دشمن این شستی