☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۰۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی — تشویش مسلمانی ای مه تو که را مانی

من واله یزدانم در حلقه مردانم — زین بیش نمی‌دانم ای مه تو که را مانی

هم بنده و آزادم ویرانه و آبادم — هم بی‌دل و دلشادم ای مه تو که را مانی

هر جسم که بر سر شد جان گشت و قلندر شد — هم مؤمن و کافر شد ای مه تو که را مانی

شاد آنک نهد پایی در لجه دریایی — با دیده بینایی ای مه تو که را مانی

باشد ز توام مفخر فارغ شدم از دلبر — از طعنه و از تسخر ای مه تو که را مانی

من زان سوی دولابم زان جانب اسبابم — تو محو کن القابم ای مه تو که را مانی

بر عاشق دوتاقد آن کس که همی‌خندد — زان خنده چه بربندد ای مه تو که را مانی

شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی — ای جان و جهان می‌زد ای مه تو که را مانی

← Önceki 2605 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı