☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی — ما را و جهان را تو در این خانه نیابی

چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت — چه نادره گر آب شود مردم آبی

از عقل دو صدپر دو سه پر بیش نمانده‌ست — و آن نیز بدان ماند که در زیر نقابی

ای عشق دو عالم ز رخت مست و خرابند — باری تو نگویی ز کی مست و خرابی

تا باده نجوشید در آن خنب ز اول — در جوش نیارد همه را او به شرابی

تا اول با خود نخروشید ربابی — در ناله نیارد همه را او به ربابی

ای گرد جهان گشته و جز نقش ندیده — بر روی زن آبی و یقین دان که بخوابی

در خرمن ما آی اگر طالب کشتی — سوی دل ما آی اگر مرد کبابی

ور ز آنک نیایی بکشیمت به سوی خویش — کز حلقه مایی نه غریبی نه غرابی

مکتب نرود کودک لیکن ببرندش — پنداشته‌ای خواجه که بیرون حسابی

بستان قدح عشرت وز بند برون جه — تا باخبری بند سؤالی و جوابی

آخر بشنو هر نفسی نعره مستان — کای گیج خرف گشته ببین در چه عذابی

دست تو بگیرم دو سه روزی تو همی‌جوش — تا بار دگر روی ز اقبال نتابی

آن جا که شدی مست همان جای بخسبی — و آن سوی که ساقی است همان سوی شتابی

تا چند در آتش روی ای دل نه حدیدی — وی دیده گرینده بس است این نه سحابی

ای ساقی مه روی چه مست است دو چشمت — انگشتک می زن که تو بر راه صوابی

بگشای دهان ز آنچ نگفتم تو بیان کن — بگشا در دل‌ها که تو سلطان خطابی

← Önceki 2630 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı