☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۳۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یا ساقی شرف بشراباتک زندی — فالراح مع الروح من افضالک عندی

برخیز که شورید خرابات افندی — مستان نگر و نقل و شرابات افندی

هر مست درآویخته با مست ز مستی — گردان شده ساقی به مساقات افندی

یک موی نمی‌گنجد در حلقه مستان — جز رقص و هیاهوی و مراعات افندی

بسم الله ساقی ولی نعمت برخیز — تا جان بدهیمت به مکافات افندی

در هر دو جهان است و نبوده‌ست و نباشد — جز دیدن روی تو کرامات افندی

چون تنگ شکر میر خرابات درآمد — یا رب چه لطیف است ملاقات افندی

می‌خندد و می‌گوید من خفته بدم مست — هیهای شنیدم من و هیهات افندی

زان خنده و زان گفتن و زان شیوه شیرین — صد غلغله در سقف سماوات افندی

خورشید ز برق رخ تو چشم ببندد — کافزون ز زجاجه‌ست و ز مشکات افندی

در خانه خمار و خرابات کی دیده‌ست — معراج و تجلی و مقامات افندی

با مست خرابات خدا تا بنپیچی — تا وا ننماید همه رگ‌هات افندی

در خانه دل کژ مکن آن چانه به افسوس — کامروز عیان است خفیات افندی

روزی که روم جانب دریای معانی — یاد آیدت این جمله مقالات افندی

شاد آمدی ای کان شکر عیب مفرما — گر بوسه دهد بنده بر آن پات افندی

واجب کند ای دوست که آرم به صد اخلاص — در سایه زلف تو مناجات افندی

از مصحف آن روی چو ماه تو بخوانیم — سوره قصص و نادره آیات افندی

مستیم ز جام تو و زان نرگس مخمور — رستیم به شاهیت ز شهمات افندی

عالم همه پرغصه و آن نرگس مخمور — فارغ ز بدایات و نهایات افندی

چون سایه فناییم به خورشید جمالت — ایمن شده از جمله آفات افندی

سرمست بیا جانب بازار نظر کن — تا راست شود جمله مهمات افندی

تا روز اجل هر چه بگوییم ز اشعار — این است و دگر جمله خرافات افندی

سلطان غزل‌هاست و همه بنده اینند — هر بیتش مفتاح مرادات افندی

من کردم خاموش تو باقیش بفرما — ای جان اشارات و عبارات افندی

شمس الحق تبریز توی موسی ایام — بر طور دلم رفته به میقات افندی

← Önceki 2631 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı