☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۴۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی — کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

آن جا که نه جای است چراگاه تو بوده‌ست — زین شهره چراگاه تو محروم چرایی

جاندار سراپرده سلطان عدم باش — تا بازرهی از دم این جان هوایی

گه پای مشو گه سر بگریز از این سو — مستی و خرابی نگر و بی‌سر و پایی

ای راه نمای از می و منزل چو شوی مست — نی راه به خود دانی و نی راه نمایی

مستان ازل در عدم و محو چریدند — کز نیست بود قاعده هست نمایی

جان بر زبر همدگر افتاده ز مستی — همچون ختن غیب پر از ترک خطایی

این نعره زنان گشته که هیهای چه خوبی — و آن سجده کنان گشته که بس روح فزایی

مخدوم خداوندی شمس الحق تبریز — هم نور زمینی تو و خورشید سمایی

← Önceki 2643 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı