← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۶۶۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
برفتیم ای عقیق لامکانی — ز شهر تو تو باید که بمانی
سفر کردیم چون استارگان ما — ز تو هم سوی تو که آسمانی
یکی صورت رود دیگر بیاید — به مهمانخانهات زیرا که جانی
که مهمانان مثال چار فصلند — تو اصل فصلهایی که جهانی
خیال خوب تو در سینه بردیم — شفق از آفتاب آمد نشانی
به پیشت ماند دل با ما نیامد — دل از تو کی رود چون دلستانی
سر دلها به زیر سایهات باد — که دلها را در این مرعا شبانی
فروریزید دندانهای گرگان — از آنگه که نمودی مهربانی
بهل تا بحر گوید قصه خویش — که تا باری ببینی قصه خوانی