☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۹۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی — دست بر در نه درآ در خانه خویش آمدی

نیست بر هستی شکستی گرد چون انگیختی — چون تو پس کردی جهان چونی چو واپیش آمدی

در دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوش — تو ورای هر دو عالم نوش بی‌نیش آمدی

خویش را ذوقی بود بیگانه را ذوق نوی — هم قدیمی هم نوی بیگانه و خویش آمدی

بر دل و جان قلندر ریش و مرهم هر دو تو — فقر را ای نور مطلق مرهم و ریش آمدی

کیش هفتاد و دو ملت جمله قربان تواند — تا تو شاهنشاه باقربان و باکیش آمدی

ای که بر خوان فلک با ماه همکاسه شدی — ماه را یک لقمه کردی کآفتابیش آمدی

عقل و حس مهتاب را کی گز تواند کرد لیک — داندی خورشید بی‌گز کز مهان بیش آمدی

عشق شمس الدین تبریزی که عید اکبر است — کی تو را قربان کند چون لاغری میش آمدی

← Önceki 2797 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı