☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما — سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا

ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحل — چون دیدمت می‌گفت دل جاء القضا جاء القضا

ما گوی سرگردان تو اندر خم چوگان تو — گه خوانی‌اش سوی طرب گه رانی‌اش سوی بلا

گه جانب خوابش کشی گه سوی اسبابش کشی — گه جانب شهر بقا گه جانب دشت فنا

گه شکر آن مولی کند گه آه واویلی کند — گه خدمت لیلی کند گه مست و مجنون خدا

جان را تو پیدا کرده‌ای مجنون و شیدا کرده‌ای — گه عاشق کنج خلا گه عاشق رو و ریا

گه قصد تاج زر کند گه خاک‌ها بر سر کند — گه خویش را قیصر کند گه دلق پوشد چون گدا

طرفه درخت آمد کز او گه سیب روید گه کدو — گه زهر روید گه شکر گه درد روید گه دوا

جویی عجایب کاندرون گه آب رانی گاه خون — گه باده‌های لعل‌گون گه شیر و گه شهد شفا

گه علم بر دل برتند گه دانش از دل برکند — گه فضل‌ها حاصل کند گه جمله را روبد بلا

روزی محمدبک شود روزی پلنگ و سگ شود — گه دشمن‌ِ بَد‌رَگ شود گه والدین و اقربا

گه خار گردد گاه گل گه سرکه گردد گاه مل — گاهی دهلزن گه دهل تا می‌خورد زخم عصا

گه عاشق این پنج و شش گه طالب جان‌های خوش — این سوش کش آن سوش کش چون اشتری گم کرده جا

گاهی چو چَه‌کن پست‌رو مانند قارون سوی گَو — گه چون مسیح و کشت‌ِ نو بالاروان سوی علا

تا فضل تو راهش دهد وز شید و تلوین وارهد — شیاد ما شیدا شود یک رنگ چون شمس الضحی

چون ماهیان بحرش سکن بحرش بود باغ و وطن — بحرش بود گور و کفن جز بحر را داند وبا

زین رنگ‌ها مفرد شود در خنب عیسی دررود — در صبغة الله رو نهد تا یفعل الله ما یشا

رست از وقاحت وز حیا وز دور وز نقلان جا — رست از برو رست از بیا چون سنگ زیر آسیا

انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم — نلحق بکم اعقابکم هذا مکافات الولا

انا شددنا جنبکم انا غفرنا ذنبکم — مما شکرتم ربکم و الشکر جرار الرضا

مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن — باب البیان مغلق قل صمتنا اولی بنا

← Önceki 28 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı