← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۷۹۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بیگهان شد بهر رفتن سوی روزن ننگری — آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
منگر آخر سوی روزن سوی روی من نگر — تا ز روی من به روزنهای غیبی بنگری
روی زرینم به هر سو شش جهت را لعل کرد — تا ز لعل تو بیاموزید رویم زرگری
ششجهت گوسالهای زرین و بانگش بانگ زر — گاوکان بر بانگ زر مستان سحر سامری
شیرگیرا گاو و گوساله به بانگ زر سپار — چونک شیر و شیرگیر جام صرف احمری
دشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفت — دور شو گر مؤمنی و پیشم آ گر کافری
گفتمش این لافها از شمس تبریزیستت — گفت آری و برون آورد مِهر دلبری