☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۰۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی — و آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی

آنک او رد دل است از بددرونی‌های خویش — گر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی

ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمی — مدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی

آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی او — بر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی

او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم — جز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی

مر مناجات تو را با او نباشد همدم او — جز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی

آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند — پس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی

آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماند — تا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی

آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمی — هست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی

از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بود — شاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی

ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفا — تا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی

← Önceki 2809 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı