☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۸۵۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای — توبه و توبه کنان را همه گردن زده‌ای

کی شود با تو معول که چنین صاعقه‌ای — کی کند با تو حریفی که همه عربده‌ای

نی زمین و نه فلک را قدم و طاقت توست — نه در این شش جهتی پس ز کجا آمده‌ای

هشت جنت به تو عاشق تو چه زیبا رویی — هفت دوزخ ز تو لرزان تو چه آتشکده‌ای

دوزخت گوید بگذر که مرا تاب تو نیست — جنت جنتی و دوزخ دوزخ بده‌ای

چشم عشاق ز چشم خوش تو تردامن — فتنه و رهزن هر زاهد و هر زاهده‌ای

بی تو در صومعه بودن به جز از سودا نیست — ز آنک تو زندگی صومعه و معبده‌ای

دل ویران مرا داد ده ای قاضی عشق — که خراج از ده ویران دلم بستده‌ای

ای دل ساده من داد ز کی می‌خواهی — خون مباح است بر عشق اگر زین رده‌ای

داد عشاق ز اندازه جان بیرون است — تو در اندیشه و در وسوسه بیهده‌ای

جز صفات ملکی نیست یقین محرم عشق — تو گرفتار صفات خر و دیو و دده‌ای

بس کن و سحر مکن اول خود را برهان — که اسیر هوس جادویی و شعبده‌ای

← Önceki 2860 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı