☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۹۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی — یک هست نیست رنگی کز او است هر وجودی

هستی ز غیب رسته بر غیب پرده بسته — و آن غیب همچو آتش در پرده‌های دودی

دود ار چه زاد ز آتش هم دود شد حجابش — بگذر ز دود هستی کز دود نیست سودی

از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی — جان شمع و تن چو طشتی جان آب و تن چو رودی

گر گرد پست شستی قرص فلک شکستی — در نیست برشکستی بر هست‌ها فزودی

بشکستی از نری او سد سکندری او — ز افرشته و پری او روبندها گشودی

ملکش شدی مهیا از عرش تا ثریا — از زیر هفت دریا در بقا ربودی

رفتی لطیف و خرم زان سو ز خشک و از نم — در عشق گشته محرم با شاهدی به سودی

تبریز شمس دینی گر داردش امینی — با دیده یقینی در غیب وانمودی

← Önceki 2950 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı